السيد الطباطبائي ( مترجم : گرامى )

97

آغاز فلسفه ( ترجمه بداية الحكمه ) ( فارسى )

مرحلهء ششم : مقولات عشر ( اجناس عاليه ) فصل اول ماهيت ابتدا و بدون واسطه ، به جوهر و عرض تقسيم مىشود ، زيرا كه طورِ وجودى آن از دو حال بيرون نيست : يا اين‌كه وقتى در خارج موجود مىشود وجودش در موضوع بى نياز از آن نيست ، خواه اساساً در موضوع نباشد مثل مجردات عقلى ( عالم عقول مجرد ) كه قائم به نفس هستند و يا در موضوع باشند ليكن موضوعى كه آن هم در وجود خويش نيازمند وجود ماهيت مزبور باشد مثل صورت‌هاى عالم طبيعت كه در مادهء خود حلول مىكنند و مىدانيم كه ماده هم به صورت نيازمند است و بدون آن تحقق ندارد . و يا اين‌كه وقتى در خارج موجود مىشود در ضمن موضوعى بى نياز به آن ، موجود مىشود مثل مفهوم نزديكى و دورى و يا قيام و قعود و استقبال و استدبار كه اين مفاهيم در ضمن موضوعى تحقق مىيابند كه آن موضوع در تحقق خويش نيازى به اينها ندارد . وجود اين دو قسم ماهيت ، قطعى و بديهى است . كسى كه وجود جوهر را انكار كند بايد عوارض را مستقل و جوهر فرض كند كه در حقيقت ناآگاهانه وجود جوهر